آتش فروزان

تاریخ و فرهنگ ایران

جایگاه زن ایرانی در تاریخ و فرهنگ ایران
نویسنده : فروزان جهرمی - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳
 

بخش2: آغاز سلطه ی فرهنگ سامی بر میانرودان

عکس - شب های بی سحر

برای اینکه به درک درستی از جایگاه زن در تاریخ و فرهنگ ایران دست یابیم نخست باید سفری داشته باشیم به پیش از تاریخ آن زمان که هنوز خط اختراع نشده بود، در «خاورمیانه» ، این سرزمین که  از کهنسالترین مناطقی است که تمدن «اسکان یافته»(1) بر پایه ی اقتصاد کشاورزی در آن شناخته شده است، و کهن ترین ناحیه در خاورمیانه که این نوع سکونت را همراه با شکل های ابتدایی «دولت» و «حکومت» داشته، «میانرودان»(2) است.سرزمین میانرودان با حدود 10هزار میل مربع مساحت،در جنوب عراق امروزی میان دو رود دجله و فرات، در حد فاصل بغداد امروزی تا خلیج فارس قرار داشت.مردمی که نخستین بار در حدود 6هزار سال پیش، مبانی شهرنشینی استوار بر اقتصاد کشاورزی را در آنجا پایه گذاری کردند، «سومریان» بودند.(3)


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
جایگاه زن ایرانی در تاریخ و فرهنگ ایران
نویسنده : فروزان جهرمی - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

بخش 1:پیش از تاریخ

زن ایلامی- ویکیپدیا

زندگی، مرگ، هدف، آرمان، دادخواهی، قدرت، داوری، نفرت از نیستی و ستایش زندگی، عشق، مهر و زیبایی و برتری خرد، همچون امروز،دل مشغولی انسان هایی بوده است که از بیش از هشت هزار سال پیش در آن سوی زاگرس و در دشت های خوزستان و میان رودان و بطور کلی در سرزمین ایران بزرگ می زیسته اند. شگفت آن که این مردمان دست کم در آغاز پیدایش و شکوفایی، جامعه ی خود را با مبانی سروری و محوری مادران و زنان اداره می کرده اند.با گسترش شهرنشینی و پیچیده تر شدن روابط اقتصادی و اجتماعی و قدرت گیری و انسجام انگاره های آیینی و مذهبی، این سروران و پادشاهان راه خود را از زمین به آسمان گشودند و از قالب شهر بانوی میرا به ایزد بانوی نامیرا و جاویدان تغییر چهره دادند.

در اینجا و در برابر چنین جلوه هایی از قدرت قابل دید و همچنین ذهنی زنانه این پرسش طرح می شود که چرا ایرانیان تمدن شهرنشینی را با سروری و رهبری زنان آغاز کرده اند و عملکرد این فرآیند چگونه بوده است و به چه دلیل زنان در قلمرو انگاره های آیینی و دینی مردمان بالانشین شده اند؟


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
راستی و دروغ در سپهر اندیشه ایران باستان
نویسنده : فروزان جهرمی - ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٥
 

نگاره داریوش بر روی یک گلدان قدیمی یونانی- عکس از ویکیپدیا

کسی  کو بتابد سر از راستی

کژی گیردش کار و هم کاستی(1)

                                                                             

"من زرتشت دشمن سرسخت دروغ و دروغگویان هستم و تا آنجا که مرا نیرو و توان است با آنها پیکار نموده و خوشی و سعادت را نصیب راستکرداران خواهم کرد."(2)

                                                                     

پارسیان نخستین شاهنشاهی شکوهمند جهان را با هخامنشیان بنیاد گذاشتند،آنها بزرگترین امپراتوری جهان را با موفقیت و سرافرازی راهبری کردند. و کارنامه ی درخشان آنها خود نشان دهنده ی این بهروزی و نیک منشیست، با آمدن اسکندر و حتا پس از چیرگی عرب ها و آمدن اسلام این آتش فروزان هیچگاه خاموش نشد و در سده های پی در پی همچون مشعلی دست بدست می گردید.با این تفاوت که اندیشه ی سیاسی دگرگون شد و تحت تاثیر سلطه دروغ و حکومت زور و دادگاه های تفتیش عقاید، اندیشه سیاسی زیر لایه ای از  دروغ پنهان شد تا زبان سرخ نتواند سر سبز را بر باد دهد.اکنون این پرسش پیش می آید مگر اندیشه سیاسی در ایران باستان چگونه بود؟از چه رو آنچنان کامیابی و شکوهی را در حکومت هخامنسیان مشاهده می کنیم که روش آنها در کشور داری و جهان آرایی پس از هزاره ها همچون منشوری زرین در تاریخ باستان نمودار است و آوازه اش هنوز در سپهر اندیشه ی جهان بازتاب دارد  فرهنگی که جان دارد و هر بار به ایرانی جانی تازه می بخشد.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
فرکیانی، پادشاهی، و پیوندشان با راستی
نویسنده : فروزان جهرمی - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳
 

اردشیریکم در نقش رستم استان فارس- ویکیپدیا

ازدیربازشاهنشاهی ایران، با دیدگاه ها و برخوردهای ضد و نقیض بسیاری روبرو بوده است،دشمنان و رقیبانی کهنه چون یونانیان که اندیشمندان و فرزانگانشان شناخت تنگاتنگی از پادشاهی در ایران و از چند و چون شهریاری و فرهنگ و دین ایران باستان داشته اند پادشاهی را الگویی برای یک فرمانروایی آرمانی دانسته بودند.(1)اما امروزه روز جهان غرب که اندیشه سیاسی و فلسفه تاریخ خود را وامدار یونانیان باستان می داند به مزمت نهاد پادشاهی پرداخته آن را استبدادی و واپسگرا می خواند که این اختلاف آرا میان جهان غرب و شرق خود بسیار بحث برانگیز و جای شگفتی دارد.

زمانی شاهنشاهی به یاری ملت های دربند می شتافته و آنها را از بند اسارت و بردگی می رهاند، و زمانی دیگر به ایرانیان کمک می کرده تا هویت خود را باز یابند و از قید اسارت فرهنگ بیگانه رهایی یابند.برای همین پادشاهی با ایرانیت ما چنان آمیخته است که نمی شود گفت کدام یکی از دیگری پدید آمده است.

شاه، ریشه در تاریخ و فرهنگ کهن ایران دارد، استوره ایست پایا و پویا، که مبنای هویت ایرانیان است و جهان غرب عاجز و ناتوان از درک این هویت به ستیز و دشمنی با آن می پردازد و آن را واپسگرا و استبدادی می خواند،دید غربیان تا پیش از جنگ های صلیبی، از طرز نگاه فلاسفه یونان و غرور و نخوت اسکندر بود و پس از آن برگرفته از روش سلطان های عثمانی در سلطنت ، اما براستی مفهوم شاه در فرهنگ و آیین ایرانی چیست و چه جایگاهی دارد؟


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
زندانی سیاسی و زندان ستم شاهی؟!!بخش پایانی
نویسنده : فروزان جهرمی - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٩
 

ویروسی به نام سیاست

یک سده خیانت سیاستمداران و خودفروشی روشنفکران و آلودگی سیاسی نظامیان و پیوند شوم روحانی و روشنفکر و بازاری،دمل چرکینی شد که با هر بار نیشتر زدن خونابه ای چرکین و بدبو از آن سرریز می شود و تاریخ ایران، هیچ راهی نداشت جز نیشتر زدن و تحمل کردن.و ما نسلی شاهد که نظاره گر چگونگی باز شدن این دمل چرکین بودیم.

اینکه از خردسال و پیر گرفته،تا بازاری و نظامی و معلم و دانشجو و دانش آموز و طلبه و روزنامه نگار و بساز بفروش و شکر فروش و آهن فروش همه به نوعی آلوده به سیاست بودند،نشان دهنده ی آگاهی سیاسی بود؟ مسلم است که خیر تنها آلودگی به ویروسی بود که اپیدمی پیدا کرده بود و  چون خیری در آن نبود پس مستلزم شر بود و بس.

سال ها بود که یک پور سینا یا ذکریای رازی و یا فردوسی پیدا نمی شد چرا که همه سیاسی بودند و از آن میان یک نظامی بسیار باهوش بنام خسرو روزبه:


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()