آتش فروزان
تاریخ و فرهنگ ایران
آریایی ها تا پیش از زرتشت(بخش2)
آریایی ها در اوستا اندیشه و نگرش آریایی های ایرانی در اوستا تفاوت های ویژه ای با آریی های وداها دارد، با اینکه میترا مردخدای بسیار قدرتمندیست و جنگ را مانند قهرمانی راهبری می کند و به شدت با پیمان شکنان و دروغگویان برخورد می کند اما از سویی در یشت هفدهم به نام «اَرت یشت» می بینیم که ارت Art خدابانویی است که با نام «اَشی وَنگوهی» نامیده می شود. و جایگاهی همپایه مهر دارد در این یشت آمده است: ارت یشت و اَشی وَنگوهی می ستاییم اَشی وَنگوهی را که زیبا اندام است و گردونه اش به استواری روان است، که بخشنده ی ثروت و برکت است و درمان بخش و نیرومند و بسیار هوشمند "پِرِ.ویرَ" می باشد.از مزداست هم چنان که امشاسپندان از اویند.داننده است همچون سوشیانت ها، و چون خوب ستایش شود، به ستایشگر دانایی و شناسندگی بخشد،خواه این آیین گزاری از سرزمین های دور باشد یا نزدیک، و هر که بستاید وی را، چونان است که مهر را ستوده باشد... از بند 15 تا بند22 که پایان کرده ی دوم بخش است روی سخنان زرتشت( البته به این نکته باید توجه داشت که یشت ها پیش از زرتشت سروده شده است اینکه نام زرتشت در آن می آید پس از این ها افزوده شده است) بسوی اشی ونگوهی ست، پدر او اهورامزدا و مادر سپنتا آرمَئ تی.برادران او سروش و رَشنوی و مهر و خواهر او دئنا می باشند.در یشت هفدهم درخواست 7 تن از شهریاران نامدار است که برای کامیابی، اشی ونگوهی را ستودند و بر درخواست هاشان کامیاب شدند. زرتشت در ایرانویج، کنار رود دائی تیا، اشی را می ستاید و می خواهد تا در تبلیغ هوته اوسا، همسر کوی ویشتاسپ به آیین نیک مزدایی پیروز و کامیاب شود. از بند 57 تا پایان یشت ایزد بانو اشی ونگوهی به گله و شکایت از کسانی که کارهای ناشایسته انجام می دهند و او را آزرده می سازند می پردازد. این سروده ها تنفر آریایی های ایرانی را از هرج و مرج های جنسی به خوبی نشان می دهد و گویای آن است که این مردم تا چه اندازه چنین شیوه ای را نکوهیده می دانستند: تنفر آریایی های ایرانی از بی بند و باری های جنسی ایزد بانو اشی نیک، گله و شکایت می کند از زن بدی که فرزند نزاید. می گوید :به خانه چنین زنی داخل مشوید و در بستر او نیارامید.شکایت می کند از زنی که کودکی از مردی جز شوهر خود به دنیا آورد.شکایت می کند از مردانی که بدون ازدواج با دختری، او را آبستن می کنند و می گوید: این نارواترین کاری است که مردی ستمگر انجام دهد.و سرانجام یشت 17 با ستایش و درود برای ایزدبانو اشی پایان می یابد.در این یشت ها مشاهده می کنیم که چگونه آریاییان به انسجام و پایداری خانواده و نگهداری و نگهبانی از آن می پرداخته اند اندیشه هایی که سبب ساخت تمدن آریایی ایرانی و گسترش شهرنشینی گردید. آریایی ها به زن خدایان و مرد خدایان هردو باور داشته اند آریایی ها به مردخدایان و زن خدایان باور داشته اند و به هر دو معتقد بودند.برای مثال دیااوه Dyauh خدای بزرگ آسمان و آگنی خدای آتش از مرد خدایان و اوشاه یا اوشانه Vshanh دختر آسمان از جمله ایزد بانوان بوده است.سازمان جامعه ی خدایان از روی الگوی خانوادگی آدمیان ساخته شده است. موضوعی که در شیوه ی این آریایی ها شایان بازنگری و بررسیست این است که آنها برای خدایان و مظاهر شر و بدی و زشتی به هیچ روی عبادت، پرستش و نیایش و مراسمی نداشته اند، بلکه وارون بر اقوام و ملل دیگر بر آن اعتقاد بودند که بایستی به یاری خدایان نیکی بر ستیز عناصر بدی رفت و آنها را ناتوان نموده و برافکند.اینان مردمانی بودند ساده دل، جنگجو، پیکاری و راست کردار که به هیچ وجهی زیر بار گناه و کژی و ناراستی نمی رفتند آنها نبردی پی در پی با دروغ و ناراستی و پلیدی داشته اند و به درست پیمانی، نیک کرداری، سلحشوری، آزادگی و جوان مردی شهره بوده اند و تمام نیکی ها را برای فرزندان چه دختر و چه پسر برابر می خواستند. اَردویسور آناهیتا واژه ی اردویسور آناهیتا واژه ای مرکب از سه جز یا سه صفت است.و به گفته ی استاد پورداوود در کتاب یشت ها «این نام یگانه اسم خاص اوستایی است که از سه صفت ترکیب یافته جز نخست «اَردوی» از واژه «اَرد» به معنای برآمدن،فزودن و بالیدن است. کلمه اردوی در اوستا نام رودی است...جز دوم «سور» به معنای قوی و قادر و در سانسکریت به مفهوم نام آور و دلیر است...جز سوم آناهیت خود یک صفت مرکب و شامل دو جز است.نخست «اَ» از ادوات نفی و دیگر«آهیت» به معنای چرکین و ناپاک. چون کلمه آهیت مصدر است به( اَ) بنا بر قاعده کلی حرف (ن) افزوده گشته و در مجموع آناهیت به معنای پاک و بی آلایش ساخته شده است.کلمه اردویسورآناهیتا به معنای رود نیرومند و پاک و یا آب توانای بی آلایش است.» آناهیتا نیز همچون مهر از خدایان کهن و باستانی آریایست، آناهیتا بغبانوی بزرگ آب هاست و نزد آریایی های کهن و همچنین ایرانی ها تا دوران واپسین شاهنشاهی ساسانی از عناصر چهارگانه تقدیس شده و مورد احترام بوده است.در سراسر اوستا این معنا به روشنی به چشم می خورد. «اَرِدوی سورَه آناهیتا» بغ بانوی بزرگ و سرپرست و ایزد آب، یعنی عنصری که پس از آتش از عناصر مورد احترام بوده است، از 21 یشت موجود، پنجمین آنها، یعنی آبان یشت، ستایشی است ویژه بانو آناهیتا، البته در سایر بخش های اوستا، چون خرده اوستا و یسنا نیز از این ایزدبانو یاد شده است، اما آنچه که جایگاه بغبانو را بیان می کند، یشت پنجم است. آبان یشت ، یا یشت پنجم آبان یشت ، یا یشت پنجم از کهن ترین و بلندترین یشت ها می باشد، در این یشت بطور گزیده چنین آمده است که: اَردویسور آناهیتا بر کیش اهوراییست و دشمن دیوهاست، کسی که مایه ور جان هاست و رمه ها و گله ها را می افزاید، قلمرو کشور را می گشاید و ثروت را فراوان می کند. این ایزد توجهی ویژه به زنان و مردانی دارد که درصدد به وجود آوردن فرزندانی بسیار هستند و به همین روی نطفه ی مردان را پاک و مشیمه ی زنان را می پالاید تا به پاکیزگی فرزند آرند. درد زنان را در زایمان کاهش می دهد و شیرشان را در پستان ها می پروراند. آناهیتا، ایزد بانویی است که در زورمندی برابر با تمام آبهایی است که بر روی زمین جاری است و به دریای فراخکرت وئوروکشه می ریزد. او بانو و سرپرست تمامی آب هاست، کسی است که هزار دریا و هزار رود دارد و درازای هر یک از این رودها برابر است با تاخت چهل روز اسب سواری که سخت ورزیده باشد. در بندهایی مختلف از توجه این ایزدبانو به پاکی نطفه ی مردان و زنان و شیری که کودکان از پستان مادر می نوشند سخن گفته شده است. در باره ی شکل ظاهری این بغبانو آمده است که: آناهیتا، دوشیزه ای است جوان، خوش اندام بالا بلند، برومند و زیبا، جامه ای سپید زرین در بر دارد که کمربندی تنگ در میان بسته، برجستگی سینه را نمایان می سازد. وبازوانش زیبا سپیدگونه، به فراخی و پهنی شانه ی اسبی ست. این ایزدبانو بر گردونه یی زیبا که مهار چهار اسب سپید و یک شکل را در دست دارد، تاجی به شکل چرخ بر سر اوست که سد گوهر نورانی آن را مزین کرده اند از اطراف تاج نوارهای پرچین زرین آویزان است. طوقی زرین به گردن و گوشواره های چهار گوش بر گوش دارد. پاپوش او کفش های زرینی است که با بندهای درخشان محکم شده اند. شنلی از پوست سی ببر که چون زر و سیم می درخشند بر دوش دارد. در چنین پوشش و چنان سیما، او از بلندترین نقطه آسمان به نیایش پارسایان پیروان خویش به سوی زمین می شتابد و سراسر کشور از پرتو او از خوشی و نعمت و ثروت برخوردار می گردد.و همواره آماده ی آن است تا بر دیوان و جادوان ستم پیشه گان حمله برده و نابودشان سازد. آناهیتا یاری رسان بزرگان و نامداران ایرانی بوده است نخست جمشید است که برای این بغبانو بر فراز کوه هرا هرئیتی سد اسب، هزار گاو و ده هزار گوسپند قربانی کرد و از او درخواست کرد که شهریار همه ی کشورهای بزرگ شود و بر دیوان پلید و دروغ گویان چیره شود، پس از او فریدون است که مانند جمشید قربانی می کند و درخواست می نماید تا توانایی اش بخشد تا بر اژی دهاک دیو دروغ و ناراستی پیروز شود، و به کامش رسیده و آن دیو را برمی اندازد.پس نریمان گرشاسپ آن چنان قربانی هایی از برای اَرِدویسورآناهیتا می نماید تا بر «گندروَ» ی زرین پاشنه چیره شود.بغبانو او را نیز توانایی می بخشد تا کامیاب شود. آناهیتا به ایرانیان نامدار و نیک کردار و مزداپرست در آرزوهایشان یاری می دهد وارون بر آن، به آنانی که بخواهند به فر و شکوه ایران خللی وارد کنند، هر چند که قربانی و نیایش نیز کنند، کامیابی نمی بخشد، چون افراسیاب، آن بدکردار و دشمن آهنگ تورانی، پس نوبت یکان یکان به یلان، پهلوانان و شه سواران و سلحشوران ایرانی می رسد که هر کدام از آناهیتا تقاضای یاری می کنند، و برایش در نقاط گوناگونی قربانی و نثار و فدیه می دهند و با کامیابی و پیروزی به آرزوهایشان می رسند. مبنای بسیاری از معجزات سامی در یشت ها آنچه که بسیار شایان توجه است، این است که در میان یشت ها و سروده های زیبایی که ایزدان و از آن جمله آناهیتا را در آنها ستایش کرده اند، مبنای بسیاری از معجزات پیامبران سامی را می توان دید، بدون این که در این سروده ها منظوری از معجزه را داشته باشند.«ویستَه اورو» از خاندان نوذر در کنار آب ویتنگوهئیتی برای آناهیتا، فدیه ی زَور آورد، شیره ی هوم به شیر آمیخته، چیزی که بسیار دوست می داشت و درخواست کرد تا ایزدبانو یاریش دهد. این یل نامدار که دارمستتر با گستهم شاهنامه یکی می داندش می گوید که شمار بسیاری از دیو پرستان و دروغ گرایان را هلاک کرده ام و اینک خواهانم تا از برای من گذرگاه خشکی از فراز آب های ویتنگوهئیتی بگشایی. بغ بانو آناهیتا با تمام زیبایی و فر و شکوهش به صورت دوشیزه ایی زیبا آزاده و شریف و والانژاد، با کفش هایی زرینه ی درخشان آن گاه از میان آب های ژرف، یک گذرگاه و جاده ی خشک باز می کند و آن قهرمانی که دشمن سرسخت دیوسنان است به کام خود می رسد و به آسانی از جاده ی میان رود خروشان می گذرد.که این سروده بسیار اینهمانی دارد با معجزه ی موسا، هنگامیکه سپاه فرعون در تعقیب اش بودند آنها به رودخانه نیل می رسند بر روی آب جاده یی برای عبور گشوده می شود.موسا و یارانش عبور می کنند و فرعون و افرادش غرق می شوند. برخی از پژوهشگران بر این باورند که این بغ بانوی توانمند را نخستین بار تورانیان در تهاجمات خود از غرب به شرق برده و سپس به فلات ایران وارد کرده اند، اگر اینچنیین هم باشد، ماندگاری و توان روزافزون این بغ بانو به دلیل آمادگی ذهنیت اجتماعی برای چنین پذیرشی بوده است.چنانکه از آغاز ورود ایران به صحنه ی تاریخ جهان تا حمله عرب ها و انقراض دولت ساسانی، اردویسور آناهیتا به صورت درخشانترین جلوه ی آسمانی مورد پرستش همگان بوده و در بخش هایی از تاریخ به صورت سمبل و نماد ملیت ایرانی در برابر بیگانگان قد برافراشته و گهگاه نیز بر تارک هرم خدایان این سرزمین جا داشته است. و بی گمان دیانت زرتشتی در این جاودانگی نقش بزرگی ایفا کرده است. زیرا گرشاسب آخرین کَوی و پشتیبان بزرگ زرتشت از خاندان نوذر و از گروندگان به اردویسور آناهیتا بود. هر چند تیره ی فریانه که خاندان نوذر نیز از آن است احتمالن از قبایل سکایی بودند که پس از این ها به آیین مهر گرویدند.اما چنان که از اَشی یشت برمی آید، از پذیرش اَشی میثره ای خودداری کرده و پرستش اردویسور آناهیتا را در کنار میثره ادامه دادند. ادامه دارد منابع این بخش و همچنین بخش های پسین در پایان آخرین جستار خواهد آمد.![]()
| Design By : Night Skin |

